از منظر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، «حق الهی تعیین سرنوشت»، توجیه کننده مشارکت و دخالت شهروندان در قدرت است، در مقابل، مشارکت اجتماعی مبتنی بر این حق، مشروعیت بخش نظام سیاسی و تقویت کننده نفوذ آن در فضای اجتماعی برای پیشبرد عدالت است. هدف پژوهشی کنونی، بررسی نسبت و برهمکنش عدالت و مشارکت اجتماعی و بازخوانی تجربه جمهوری اسلامی ایران در این زمینه است. در این راستا برای پیشبرد پژوهش از روش کیفی تحلیل اسنادی استفاده شده است. بررسی تجربه جمهوری اسلامی ایراننشان میدهد، همبستگی مثبتی بین دورههای کاهش نابرابری و رشد مشارکت اجتماعی و جامعه مدنی، مشاهده میشود، هرچند این رابطه خطی و بدون وقفه نیست و از عوامل دیگری نیز اثر میپذیرد. در دهه شصت که سیاستهای بازتوزیعی پرقدرت دنبال شده، حضور در عرصه های اجتماعی، حداکثری بوده است. در دهه هفتاد و به دلیل سیاستهای تعدیل اقتصادی، تضعیف مشارکت همگرا به ویژه در حوزه سیاسی روی میدهد. در دوره اصلاحات ادراک عدالت سیاسی تقویت شده و رشد نهادها و ساختارها مشارکت، رقابت سیاسی و... برجسته میشود. در دهه هشتاد و با برآمدن گفتمان عدالتگرایی و توجه به عدالت توزیعی، در کوتاه مدت احساس محرومیت نسبی و شکاف مرکز / پیرامون کاهش نسبی یافت و بنابراین مشارکت سیاسی در انتهای این دهه به اوج خود رسید، هرچند که زمینه های شکل گیری مشارکت اعتراضی نیز رشد کرد. در دهه نود و با رشد شبکه های اجتماعی که نقش کلیدی در تقویت ادراک ناعدالتی داشتند، الگوی مشارکت اجتماعی و سیاسی تغییرات جدی را تجربه کرد و مشارکت اعتراضی به الگوی برجسته بدل شد. در کنار رشد نافرمانی مدنی، روند نزولی مشارکت رسمی و سیاسی در این دوره شدت بالای گرفت.
محمدی م. A Reflection on the Relationship between Justice and Social Participation( Rereading the Experience of the Islamic Republic of Iran). مطالعات بین رشته ای انقلاب اسلامی 2026; 1 (1) :1-22 URL: http://revlink.ir/article-1-25-fa.html
محمدی محسن، صادقیان مرضیه، زارعی غلامرضا. تاملی بر نسبت عدالت و مشارکت اجتماعی (بازخوانی تجربه جمهوری اسلامی ایران ). مطالعات بین رشته ای انقلاب اسلامی. 1405; 1 (1) :1-22